خواستگاری در دوره های مختلف
....................................................

یک هفته پس از خلقت آدم:

چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.دوستان قصد بی حرمتی به صاحت کسی نیست.

پانصد سال پس از خلقت آدم:

با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد می زنی:هاکومبازانومبا(یعنی من موقع زنمه)
بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی کروکدیل شکار کنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟بعد عروس خانم که اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی که از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:

انسان تازه کشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی.برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری .اونجا از تو می پرسند:جز خوت که اومدی خواستگاری چند تا خر دیگه داری؟چند متر زمین داری؟چند تا خوشه گندم برداشت می کنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟
بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینکه نشون بدی خیلی هول شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می کنید.

ده سال قبل:

شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند.در اینجا اصلا نیازی نیست که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا بر جاست.

هم اکنون:

به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید.البته از"ام اس ان" یا "آی سی کیو"هم می توانید استفاده کنید ولی انها آیکنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یک روم شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست "اد" می کنید و با استفاده از آیکنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد.

همیشه شاد باشید.

دوستون دارم .

دریا دریا براتون آرزوی آرزوهای براورده شدنی  دارم

+ نوشته شده در  ۱۳۸٦/۱/٢٧ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ  توسط پدرام گودرزی |  نظرات ()

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآيد                           گفتم كه ماه من شو گفتا اگر برآيد

گفتم زمهر ورزان رسم وفا بياموز                             گفتا ز خوب رويان اين كار كمترآيد

عشق ينی چی؟

يني ايثار،يعني مقاومت، يعني گذشت، يعني تنهائي، يعني شهادت و عشق يعني ديدار دوست!

خدايا پائيزو دوستش دارم چون فصل غمه. تنها غم و غصه‌هاي اونایی كه پشت سر بچه هاشون هفت سین عشق پهن کردن و با يادش، عشقش، ايمانش، آبای كاسه‌ گل قرمزی رو با گل سفيد ياس بين زمين و هوا ولش می کنن تا ميوه‌ دلشون یوسف گمگشته بشه. ولي وای از اون روزی كه همه گلای ياسو طناب‌ عشق با خودش ببره ازاون مهمتر قاب عکسشم جا بذاره. حالا همه  گل قرمزیا! سياه پوشیدن . مامان از خدا کمک می خواد!

پائيزو دوسش دارم چون فصل عشقه.

عشقو دوسش دارم چون منو ياد عاشقا می ندازه، ياد همه اونا كه با عشق یه معبر به طرفه نور زدن. با ياد خدا با يه ياعلي خدایی شدند!خوش به حال تاریخ که پزشو به من و تو ميده. آره به من و تو میگه اینا افسانه های منه ها.

وقتی ياد جبهه مي‌افتم ، نرفتم اما شنیدم  ياد اونایی مي‌افتم كه دستاي كريمشون ابل فضلی شده ولي خوشحالند كه مثه گل ياس حضرت عباسي شدن.

اونا دست نداشتند ولي راحت‌ پریدن! عشقودوسش دارم چون ياد شيميايي ها مي‌افتم درسته ظاهرا نفسشون حال بيرون اومدن از سينه‌هاي پرازعشقشونو نداره اما پيش خدا بهترين نفس‌هاي عمرشونو مي‌كشن! ياد اونایی كه گوله رو روي چشمای خشگلشون سرمه کردن به خیر و دیگه...

گریم گرفته بغض خفم می کنه دستم یاری نمی کنه بقیشو بگم ولي مي‌تونم با صراحت تموم بنويسم اوناکه حتي با چشای به ظاهر خاموش ناديدني‌ها رو هم مي‌بينن! عشقو دوسش دارم چون منو ياد آدمايي مي ندازه كه بعد گذشت 1400 سال از مبدأ تاريخشون دوباره به 61 هجري برگشتن و با يه ياحسين كربلائي ‌شدن و به ياد 3 ساله حسين(ع) در اسارت، به آغوش گرم و مهربونه شلاقا  رفتن و به ياد پهلونه صبر(بی بی) نامردياي غول بي شاخ و دم  را جون مي‌خريدن و به ياد علي‌اكبرش شهادتين عشق  خوندن كه هم گناهاشون بريزه و هم به مقام والاي شهادت برسن، تازه بهشون يه بليط پرواز ايرباس707 يه سره  هديه کردن كه كسي جز خداي فاطمه (س)  ازش خبر نداره.

عشقو دوسش دارم چون ياد اشكاي شبونه، ياد نماز شبايي كه با ياد حسين(ع) در قنوتشون، عشق واقعي رو مي‌شمردن، ياد مناجاتاي نيمه شبشون و ياد ديدار سپيده دمشون با قطب زمين و زمان مهدي (عج) مي‌افتم.

بيايم به ياد سبكبالان عاشق، به ياد سجاده نشينان كوي عشق و صفا آن نغمه‌هاي ملكوتي كه در  غم و شادي نداي «كربلا، كربلا، ما داريم مي‌آئيم»مي‌سرودند، به ياد  گلگون كفنان عاشق، به ياد سربندهاي يا فاطمه (س)، به ياد گمنام‌هايي كه در راه خدا بي‌نام كه نه بي‌نشان شدند، به ياد زيباترين حنابندان لحظات عاشقي  به ياد خاطرات نبود يك شيردل كه گويي از قافله جامونده! به ياد شلمچه، فكه، فاو و طلاييه و ... به ياد خمپاره آرپي‌جي، تيربار و تانك‌هاي سياه و آدماي سفيد بي‌باك و ققنوسان سرفراز و انسانهاي سرخ جاويد، به ياد شباي جمعه و لحظه‌هاي صفر عاشقي آن شب... به ياد بهار زيبايي كه با ذكر ا... اكبر و لااله‌الاا... متبرك شد و با رمز ياعلي‌بن موسي الرضا(ع) حصرآبادان را شكست... وبه ياد همه و همه دعا كنيم كه:

                        خدايا به كام ما جوونا عسل بذار و ما را به بلنداي قرب دوست‌ برسون

آمين يا رب العالمين

پ .ن 1:دنبال خوب رو ها نباش!برو دنبال خوش رو ها ضرر نمي كنيد.پيدا كردنه ؛ نمي گم نيمه گم شدتون مي گم همفكرتون ! مساويست با بيمه عمر.

.......................................................................................................................................................

پ.ن2:ددالوس و ايكاروس اسم يه تاتر كه همايون غني زاده نوشته. كه اي كاش جادوي هاليوود

 در هزاره سوم(سيصد) رو مي نوشت.

 

 

 

 

 

 

 
+ نوشته شده در  ۱۳۸٦/۱/٢۱ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ  توسط پدرام گودرزی |  نظرات ()
 
...